خنده تلخ من از گریه غم انگیزتر است، کارم از گریه گذشته به آن می خندم
امروز چند تا شعر براتون گذاشتم از ..... * برای دیدن به ادامه مطلب برید* ۱- سهراب سپهری و به نام آنکه دل را آفرید تا پدیده ای چون عشق را معلول آن کند پس به نام پروردگار عشق و به نام پروردگار هستی گر چه پایان راه ناپیداست من به پایان دگر نیندیشیده ام که همین دوست داشتن زیباست
در محفل اگر دوست نباشد که صفا نیست / هر آب روان در همه جا آب بقا نیست گفتم آره بیشتر از هر کس وچیزی که فکرشو کنی تیغو گذاشت کف دستم و گفت اگه دوسم داری رگتو بزن مات بهش نگاه کردم و گفتم مرگ دست خداست ولی ... ولی اگه باور نمی کنی تا بزنم .... گفت منتظرم بزن... زدم و وقتی تو آغوش گرمش داشتم جون میدادم با چشمای خیس از اشک و صدای لرزون گفت : اگه دوستم داشتی تنهام نمی زاشتی...
ديرگاهيست که تنها شده ام / قصه غربت صحرا شده ام وسعت درد فقط سهم من است / باز هم قسمت غم ها شده ام دگر آئينه ز من با خبر است / که اسير شب يلدا شده ام من که بي تاب شقايق بودم / همدم سردي يخ ها شده ام کاش چشمان مرا خاک کنيد / تا نبينم که چه تنها شده ام

ادامه مطلب





دوره ارزانی است !!!
دل ربودن ارزان ، دل شکستن ارزان ،
دوستی ارزان است ، دشمنیها ارزان ،
تن عریان ارزان ، آبرو قیمت یک تکه نان و دروغ از همه چیز ارزانتر ،
قیمت عشق چقدر کم شده است ؟
کمتر از آب روان و چه تخفیف بزرگی خورده است قیمت انسان ...



| قالب جدید وبلاگ پيچك دات نت |

















